تبليغاتX
باران
آسمان چشم آبی خداست، نگران همیشگی من و تو
 
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود.

|+| نوشته شده توسط باران در دوشنبه نهم شهریور 1388  |
 

باران...تو...آسمان...ابر................

|+| نوشته شده توسط باران در یکشنبه هفتم تیر 1388  |
 قانع باش...

همه می گویند:قانع باش!چرا؟...در این عمر کوتاه ...چرا
باید قانع بود؟...پرواز کن...هر چه رفیع تر! 
دست افشانی کن...
هر چه دیوانه وارتر...            

|+| نوشته شده توسط باران در یکشنبه نهم فروردین 1388  |
 

در عدالت خدا شک نمی کنم برای این که زلزله را آفریده است و جنگ را و دیدن تو را از کوران گرفته گرفته است.   در عدالت خدا شک نمی کنم برای همه ی چیزهای خوبی که به انسان داده است و همه ی چیز های خوبی که از انسان گرفته است ...حتی برای تو که از من گرفته است.به عدالت خدا شک  نمی کنم.....................................................................................

|+| نوشته شده توسط باران در چهارشنبه هفتم اسفند 1387  |
 
بال هایم را بدهید می خواهم بروم.
|+| نوشته شده توسط باران در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387  |
 

الهی تو به رحمت خویشی وما بر حاجت خویشیم .توانگری و ما درویشیم.الهی به بهشت و حور چه نازم ؟مرا دیدهای ده که از هر نظری بهشتی سازم.الهی تویی که دوستی را شایی که در وقت خشم ببخشایی . الهی ظاهری داریم شوریده باطنی در خواب. سینه ای داریم بر آتش دیده ای داریم پر آب . گاه در آتش سینه میسوزیم و گاه در آب چشم غر قاب .

|+| نوشته شده توسط باران در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387  |
 
حوای عزیز......................سیب را توی کیفت بچپان...............................در این بهشت برای گناه .....................................................آدم پیدا نمی کنی.................................................
|+| نوشته شده توسط باران در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387  |
 بیا............
بیا ای عشق عالم تاب که ما تنهای تنهاییم...............................................................................
|+| نوشته شده توسط باران در دوشنبه شانزدهم دی 1387  |
 
باران                دریا             موج           سکوت                پرواز...............................................
|+| نوشته شده توسط باران در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387  |
 
روزگاری است که خوبی خفته است   وبدی بیدار است    وهیاهوی قناری ها   خواب جت ها را آشفته است...
|+| نوشته شده توسط باران در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387  |
 
 
بالا